سلام دوستان عزيز يه مدتي هست كه ديگه با فردا بلاگ كار نمي كنم شايد دليلش كم بودن امكاناتش هست به هر حال اگه دوست داريد به وبلاگ جديدم سر بزنيد فقط كافيه روي لينك پايين كليك كنيد
 www.setareye-aseman.blogfa.com


نوشته شده توسط ستاره | ۱۲ شهريور ۱۳۸۹ ساعت ۰۸:۳۲:۰۴ | آرشيو نظرات (2) | ادامه مطلب

 

دو فرشته مسافر، براي گذراندن شب، در خانه يك خانواده ثروتمند فرود آمدند. اين خانواده رفتار نامناسبي داشتند و دو فرشته را به مهمانخانه مجللشان راه ندادند، بلكه زيرزمين سرد خانه را در اختيار آنها گذاشتند.
فرشته پير در ديوار زير زمين شكافي ديد و آن را تعمير كرد. وقتي كه فرشته جوان از او پرسيد چرا چنين كاري كرده، او پاسخ داد:" همه امور بدان گونه كه مي نمايند نيستند."

شب بعد، اين دو فرشته به منزل يك خانواده فقير ولي بسيار مهمان نواز رفتند. بعد از خوردن غذايي مختصر، زن و مرد فقير، رختخواب خود را در اختيار دو فرشته گذاشتند.
صبح روز بعد، فرشتگان، زن و مرد فقير را گريان ديدند. گاو آنها كه شيرش تنها وسيله گذران زندگيشان بود، در مزرعه مرده بود.
فرشته جوان عصباني شد و از فرشته پير پرسيد:" چرا گذاشتي چنين اتفاقي بيفتد؟ خانواده قبلي همه چيز داشتند و با اين حال تو كمكشان كردي، اما اين خانواده دارايي اندكي دارند و تو گذاشتي كه گاوشان هم بميرد."
فرشته پير پاسخ داد:"وقتي در زير زمين آن خانواده ثروتمند بوديم، ديدم كه در شكاف ديوار كيسه اي طلا وجود دارد. از آنجا كه آنان بسيار حريص و بد دل بودند، شكاف را بستم و طلاها را از ديدشان مخفي كردم. ديشب وقتي در رختخواب زن و مرد فقير خوابيده بوديم، فرشته مرگ براي گرفتن جان زن فقير آمد و من به جايش آن گاو را به او دادم. همه امور
بدان گونه كه مي نمايند نيستند و ما گاهي اوقات، خيلي دير به اين نكته پي مي بريم


نوشته شده توسط ستاره | ۳ شهريور ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۳۴:۵۹ | آرشيو نظرات (1) | ادامه مطلب

برنامه غذايي روزه داران

اصل كلي براي پيروي از برنامه هاي غذايي صحيح، مصرف غذاهاي متنوع است. رعايت اين مسئله در طول ماه مبارك رمضان نيزحائزاهميت است. مسئله قابل توجه اين است كه بر خلاف تصورعموم، نيازي نيست كه دراين ماه حجم زيادي ازغذا در وعده هاي افطار و سحر مصرف كنيد.

در طول ماه رمضان ميزان سوخت و ساز بدن شما كاهش مي يابد و ساز و كارهاي تنظيم كننده شروع به فعاليت مي كنند. مهم ترين ساز و كار فعال، سوخت چربي بدن است كه مي تواند ميزان كلسترول خون را كنترل كند وبه همين دليل نيازي به مصرف غذاهاي پركالري نيست.

برنامه غذايي را بايد طوري تنظيم كنيد كه دچاركاهش يا افزايش وزن نشويد. البته بايد توجه كنيد براي افرادي كه اضافه وزن دارند، اين ماه بهترين فرصت براي پيروي از غذاهاي سبك و كم كالري و در نتيجه كاهش وزن است.

برنامه غذايي  شما در ماه رمضان بايد به گونه اي باشد كه تمام گروه هاي غذايي به صورت زير مصرف شوند:

1- نان وغلات

اين گروه شامل انوع نان، سيب زميني و ماكاروني است كه منابع خوبي از انرژي ، مواد حاوي نشاسته، پروتئين، املاح و فيبر هستند.

توصيه مي شود از نان هاي كامل مانند نان سنگك و جو، كه منابع خوب فيبر هستند، استفاده كنيد.

2- شيرو لبنيات:

اين گروه شامل شير، ماست، پنير، دوغ و كشك است، كه منابع خوبي از كلسيم و پروتئين براي حفظ فعاليت طبيعي بدن هستند، ولي بهتر است انواع كم چرب و كم نمك را انتخاب كنيد.

3- گوشت و جانشين هاي آن:

اين گروه شامل انواع گوشت هاي قرمز و سفيد، تخم مرغ و حبوبات هستند كه منابع خوبي از پروتئين ، ويتامين هاي گروهB و آهن مي باشند.

هنگام استفاده از گوشت قرمز، چربي هاي قابل رؤيت گوشت را پاك كرده و از حبوبات و گوشت سفيد بيشتر از گوشت قرمز استفاده كنيد.

4- سبزي ها :

از انواع سبزي به صورت پخته يا خام در برنامه رژيم روزانه استفاده كنيد. اين گروه منابع خوبي از ويتامين هايA,C و فيبر هستند.

5-  ميوه ها:

اين گروه شامل انواع ميوه هاي تازه و خشك مانند برگه ها، كمپوت و آب ميوه ها بوده و منابع خوبي از ويتامينC و فيبر هستند.

توصيه مي شود از مركبات كه منبع خوب ويتامينC هستند، به طور روزانه استفاده كنيد و در صورت تمايل از آبميوه و كمپوت، حتماً از نوع خانگي و با ميزان قند كم، مصرف كنيد.

گروه متفرقه

اين گروه شامل انواع دانه هاي گياهي از قبيل پسته، بادام و فندق، و انواع روغن هاي مايع، جامد، كره ،خامه، سس سفيد هستند. هم چنين منابع خوبي براي تأمين انرژي و ويتامين محلول در چربي ( A,D,E,K) به شمار مي روند.

توصيه مي كنيم مصرف روغن هاي جامد نباتي و حيواني، كره ، خامه، سس سفيد، انواع دسرها، شيريني ها و شكلات را كاهش دهيد و از روغن هاي مايع گياهي مانند زيتون و دانه هاي گياهي از قبيل پسته، بادام، فندق و بادام زميني استفاده كنيد.

چند توصيه مهم براي روزه داري

1-  غذاهاي پر حجم براي سحري استفاده نكنيد.

2- از مصرف غذاهاي چرب براي سحري پرهيز كنيد.

3- از مصرف چاي زياد در سحري خودداري كنيد.

4- از كربوهيدرات هاي پيچيده مانند نان، برنج، سيب زميني دروعده سحراستفاده كنيد . مصرف اين مواد باعث كاهش حس گرسنگي در طول روز مي شود.

5- با منابع قندي و انرژي مانند خرما، آب ميوه، انواع شربت و شله زرد افطار كنيد.

6- اگر وعده افطار و شام جدا بودند ، شام را سبك و كم حجم ميل كنيد. هيچ گاه چند نوع غذا را با هم مصرف نكنيد.

7- مصرف شام را با استفاده از ميوه در حجم كم خاتمه دهيد.

8- پس از مصرف شام، حتما وعده مختصري، شامل ميوه، شير يا انواع مغزهاي گياهي مانند پسته و بادام استفاده كنيد.

9-  از زمان صرف افطار تا قبل ازخواب مايعات، زياد بنوشيد.

10- از مصرف انواع دسرها و شيريني هايي با شكر زياد در برنامه افطار و سحر خودداري كنيد.

11- مصرف قندها و شيريني هاي طبيعي مانند خرما و توت را كه منابع خوبي از املاح، ويتامين ها و انرژي هستند، به جاي انواع شيريني تهيه شده با شكر توصيه مي كنيم.

12- مصرف غذا در وعده هاي سحر و افطار به صورتي باشد كه هيچ گاه احساس سيري كامل نكنيد.

13-  با وجود اين كه روزه داري مي تواند، مشكلات سلامتي مانند فشار خون بالا، چربي خون بالا، چاقي و اختلالات گوارشي را بهبود بخشد، اما افرادي كه بيماري هاي مزمن مانند ديابت، بيماري هاي قلبي وعروقي، نارسايي هاي كليه و نوسانات فشار خون دارند، حتماً با پزشك معالج خود مشورت كرده و در صورت صلاحديد پزشك مي توانند روزه بگيرند.

نمونه رژيم 2200 كالري براي فرد بزرگسال با فعاليت سبك

سحر: نان سنگك يا تافتون 4 كف دست( يك كف دست = 10×10 سانتي متر)

پنير پاستوريزه 30 گرم( به اندازه يك قوطي كبريت)

شير يك دوم ليوان معمولي كم چرب

1 عدد ميوه متوسط

ا فطار: 1 ليوان شير كم چرب داغ + 3 عدد خرما

3 برش نان سنگك يا تافتون 10×10 سانتي متر+ 15 گرم پنير كم نمك + 1 عدد گوجه فرنگي + 1 عدد ميوه متوسط

شام:

يك و يك سوم ليوان برنج پخته + 90 گرم گوشت مرغ بدون پوست +   4 قاشق مرباخوري روغن مايع + 1 ليوان سالاد + 1 عدد ميوه متوسط يا يك دوم ليوان آب ميوه تازه.

براي تهيه سس سالاد مي توانيد 1 قاشق مرباخوري روغن زيتون را با كمي سركه يا آبليمو مخلوط و استفاده كنيد.

بعد از شام: 1 عدد ميوه متوسط + 12 عدد پسته يا بادام يا فندق+ 2 عدد برگه .


نوشته شده توسط ستاره | ۲۶ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۳۵:۱۱ | آرشيو نظرات (6) | ادامه مطلب

شهيد گمنام....
آرام آرام قاصدكهاي رسيده از سفري دور ، همراه نسيمي مهربان به دشت آلاله ها مي رسند .
هر قاصدك بر گلبن لاله اي مي نشيند تا خستگي و رنج اين سفر دور و دراز را براي لاله اش بازگو كند .
فرشتگان به ضيافت اين دشت مي آيند و بالهايشان را فرش راه قاصدكها مي كنند.
اما!
كمي آنطرف تر، دل خستگاني كه به پهناي دل آسمان گريسته اند تابوتهايي خالي را بر دوش خود حمل مي كنند
با اينكه تابوت خاليست اما سنگيني عجيبي را بر پشتشان احساس مي كنند
صاحبان آن تابوتها همان قاصدكها هستند كه سبكبار! به سمت مقصد خويش پرواز كرده اند
اما چرا آنطرفتر صداي گريه مي آيد؟!
آن همه غم و سوختگي سينه براي چيست؟
انگار هر كسي نجوايي در گوش تابوتي دارد و روي آن چيزي مي نويسد
شعر مي نويسند؟
آرزوها و اميدها را مي نويسند؟
از دل تنگي ها و قصه هجران مي سرايند؟
از سختي هايي كه كشيده اند؟
از نامردي ها و ناجوانمردي ها؟
از كساني كه حرمت نان و سفره را نگه نمي دارند؟
از بي درد ها ي بي غم و غصه كه براي خوش گذراني دو روزه دنيا كبوتر ها را در قفس زنداني كردند و به پرواز بي سرانجام آنان مي خندند؟!
از لگدهايي كه روي خونهاي پاك كوبيده شده!؟
اما نه!
از رد پاي خون گريزي نيست!
اين خونها پاك شدني نيستند
مگر مي شود فراموش كرد آن همه پاكي
آن همه صفا و صميميت
رشادت
شجاعت
جوانمردي
و آن همه عشق خدايي را!!!
و او همچنان مي نويسد.............
اما پهنه تابوت به وسعت همه درد دلهايش نيست
چرا كه تابوت نيز دلتنگ پيكريست كه از ديار غربت به ديار غربت!
سفر مي كند...........
.
.
.
تو فرزند كدام نسل پاكي؟
تو از كدامين دشت روييده اي قاصدك!؟
چه كسي سينه درياييت را پاره پاره كرده؟
كدام دست ناپاك خون پاك تو را ريخته؟
به كجا سفر مي كني؟
دور از خانه و شهر خويش؟!
دور از دستهاي پينه بسته پدر و قلب شكسته مادر!؟
.
.
.
سبز و آباد باد! آن خاكي كه سينه اش را آرامگاه پيكر پاك تو كرده
و خوش بر آن آسماني كه سايه بان آن خاك شده!


**********

و ما باز هم شرمنده ايم
راستي كه چه اجري است در گمنامي!
... خودت خواسته بودي:
دعا كنيد كه من ناپديدتر بشوم
كه در حضور خدا روسپيدتر بشوم
.

 
 
 


نوشته شده توسط ستاره | ۱۰ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۱:۵۲:۴۷ | آرشيو نظرات (10) | ادامه مطلب

 
نيمه شعبان مبارك


نوشته شده توسط ستاره | ۳ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۵:۵۴:۰۴ | آرشيو نظرات (2) | ادامه مطلب

گفتم: چقدر احساس تنهايي مي‌كنم
گفتي: فاني قريب .:: من كه نزديكم (بقره/
۱۸۶)
::.
گفتم: تو هميشه نزديكي؛ من دورم... كاش مي‌شد بهت نزديك شم
گفتي: و اذكر ربك في نفسك تضرعا و خيفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
.:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پيش خودت، با خوف و تضرع، و با صداي آهسته ياد كن (اعراف/
۲۰۵)

گفتم: اين هم توفيق مي‌خواهد!گفتي: ألا تحبون ان يغفرالله لكم
.:: دوست نداريد خدا ببخشدتون؟! (نور/
۲۲) ::.

گفتم: معلومه كه دوست دارم منو ببخشي
گفتي: و استغفروا ربكم ثم توبوا اليه
.:: پس از خدا بخوايد ببخشدتون و بعد توبه كنيد (هود/
۹۰) ::.

گفتم: با اين همه گناه... آخه چيكار مي‌تونم بكنم؟
گفتي: الم يعلموا ان الله هو يقبل التوبة عن عباده
.:: مگه نمي‌دونيد خداست كه توبه رو از بنده‌هاش قبول مي‌كنه؟! (توبه/
۱۰۴) ::.

گفتم: ديگه روي توبه ندارم
گفتي: الله العزيز العليم غافر الذنب و قابل التوب
.:: (ولي) خدا عزيزه و دانا، او آمرزنده‌ي گناه هست و پذيرنده‌ي توبه (غافر/
۲-۳ ) ::.

گفتم: با اين همه گناه، براي كدوم گناهم توبه كنم؟
گفتي: ان الله يغفر الذنوب جميعا
.:: خدا همه‌ي گناه‌ها رو مي‌بخشه (زمر/
۵۳) ::.

گفتم: يعني بازم بيام؟ بازم منو مي‌بخشي؟
گفتي: و من يغفر الذنوب الا الله
.:: به جز خدا كيه كه گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/
۱۳۵) ::.

گفتم: نمي‌دونم چرا هميشه در مقابل اين كلامت كم ميارم! آتيشم مي‌زنه؛ ذوبم مي‌كنه؛ عاشق مي‌شم! ... توبه مي‌كنم
گفتي: ان الله يحب التوابين و يحب المتطهرين
.:: خدا هم توبه‌كننده‌ها و هم اونايي كه پاك هستند رو دوست داره (بقره/
۲۲۲) ::.

ناخواسته گفتم: الهي و ربي من لي غيرك
گفتي: اليس الله بكاف عبده
.:: خدا براي بنده‌اش كافي نيست؟ (زمر/
۳۶) ::.

گفتم: در برابر اين همه مهربونيت چيكار مي‌تونم بكنم؟
گفتي:
يا ايها الذين آمنوا اذكروا الله ذكرا كثيرا و سبحوه بكرة و اصيلا هو الذي يصلي عليكم و ملائكته ليخرجكم من الظلمت الي النور و كان بالمؤمنين رحيما
.:: اي مؤمنين! خدا رو زياد ياد كنيد و صبح و شب تسبيحش كنيد. او كسي هست كه خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت مي‌فرستن تا شما رو از تاريكي‌ها به سوي روشنايي بيرون بيارن . خدا نسبت به مؤمنين مهربونه (احزاب


نوشته شده توسط ستاره | ۱۴ تير ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۳۵:۴۲ | آرشيو نظرات (6) | ادامه مطلب



روزي يك مرد روحاني با خداوند مكالمه اي داشت: 'خداوندا! دوست دارم بدانم
بهشت و جهنم چه شكلي هستند؟ '، خداوند او را به سمت دو در هدايت كرد و
يكي از آنها را باز كرد، مرد نگاهي به داخل انداخت، درست در وسط اتاق يك
ميز گرد بزرگ وجود داشت كه روي آن يك ظرف خورش بود، كه آنقدر بوي خوبي
داشت كه دهانش آب افتاد، افرادي كه دور ميز نشسته بودند بسيار لاغر مردني
و مريض حال بودند، به نظر قحطي زده مي آمدند، آنها در دست خود قاشق هايي
با دسته بسيار بلند داشتند كه اين دسته ها به بالاي بازوهايشان وصل شده
بود و هر كدام از آنها به راحتي مي توانستند دست خود را داخل
ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پر نمايند، اما از آن جايي كه اين دسته ها
از بازوهايشان بلند تر بود، نمي توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را
در دهان خود فرو ببرند.


مرد روحاني با ديدن صحنه بدبختي و عذاب آنها غمگين شد، خداوند گفت: 'تو
جهنم را ديدي، حال نوبت بهشت است'، آنها به سمت اتاق بعدي رفتند و خدا در
را باز كرد، آنجا هم دقيقا مثل اتاق قبلي بود، يك ميز گرد با يك ظرف خورش
روي آن و افراد دور ميز، آنها مانند اتاق قبل همان قاشق هاي دسته بلند را
داشتند، ولي به اندازه كافي قوي و چاق بوده، مي گفتند و مي خنديدند، مرد
روحاني گفت: 'خداوندا نمي فهمم؟!'، خداوند پاسخ داد: 'ساده است، فقط
احتياج به يك مهارت دارد، مي بيني؟ اينها ياد گرفته اند كه به يكديگر غذا
بدهند، در حالي كه آدم هاي طمع كار اتاق قبل تنها به خودشان
فكر مي كنند!'

هنگامي كه موسي فوت مي كرد، به شما مي انديشيد، هنگامي كه عيسي مصلوب مي
شد، به شما فكر مي كرد، هنگامي كه محمد وفات مي يافت نيز به شما مي
انديشيد، گواه اين امر كلماتي است كه آنها در دم آخر بر زبان آورده اند،
اين كلمات از اعماق قرون و اعصار به ما يادآوري مي كنند كه يكديگر را
دوست داشته باشيد، كه به همنوع خود مهرباني نماييد، كه همسايه خود را
دوست بداريد، زيرا كه هيچ كس به تنهايي وارد بهشت خدا (ملكوت الهي)
نخواهد شد.


نوشته شده توسط ستاره | ۲ تير ۱۳۸۹ ساعت ۰۵:۵۶:۴۵ | آرشيو نظرات (4) | ادامه مطلب

INTERVIEW WITH GOD

 

گفتگو با خدا

 

I dreamed , I had an interview with god

خواب ديدم .در خواب با خدا گفتگويي داشتم

 

God asked

خدا گفت

 

So you would like to interview me

پس مي خواهي با من گفتگو كني؟

 

I said ,If you have the tim

گفتم اگر وقت داشته باشيد.

 

God smiled

خدا لبخند زد

 

My time is eternity

وقت من ابدي است.

 

What questions do you have in mind for me

چه سوالاتي در ذهن داري كه مي خواهي از من بپرسي؟

 

What surprises you most about human kind

چه چيز بيش از همه شما را در مورد انسان متعجب مي كند؟

 

God answered

خدا پاسخ داد:

 

That they get bored with child hood

اين كه آنها از بودن در دوران كودكي ملول مي شوند،

 

They rush to grow up and then

عجله دارند زودتر بزرگ شوند و بعد،

 

long to be children again

حسرت دوران كودكي را مي خورند.

 

That they lose their health to make money

اين كه سلامتشان را صرف به دست آوردن پول مي كنند ،

 

and then

و بعد

 

lose their money to restore their health

پولشان را خرج حفظ سلامتي مي كنند

 

That by thinking anxiously about the future

اينكه با نگراني نسبت به آينده

 

They forget the present

زمان حال را فراموش مي كنند.

 

such that they live in nether the present

آن چنان كه ديگر نه در حال زندگي مي كنند

 

And not the future

نه در آينده

 

That they live as if they will never die

اين كه چنان زندگي مي كنند كه گويي ، نخواهند مرد.

 

and die as if they had never lived

وآنچنان مي ميرند كه گويي هرگز نبوده اند.

 

God's hand took mine and

خداوند دست هاي مرا در دست گرفت

 

we were silent for a while

و مدتي هر دو ساكت مانديم.

 

And then I asked

بعد پرسيدم

 

As the creator of people

به عنوان خالق انسان ها

 

What are some of life lessons you want them to learn

مي خواهيد آنها چه درسهايي از زندگي را ياد بگيرند ؟

 

God replied , with a smile

خداوند با لبخند پاسخ داد :

 

To learn they can not make any one love them

ياد بگيرند كه نمي توان ديگران را مجبوركرد

به دوست داشتن خود

 

but they can do is let themselves be loved

اما مي توان محبوب ديگران شد.

 

T o learn that it is not good to compare themselves

to others.

ياد بگيرند كه خوب نيست خود را با ديگران مقايسه كنند

 

To learn that a rich person is not one who has the

most,

ياد بگيرند كه ثروتمند كسي نيست كه دارايي بيشتري دارد.

 

but is one who needs the least.

بلكه كسي است كه نياز كمتري دارد.

 

To learn that it takes only a few seconds to open

profound wounds in persons we love

ياد بگيرند كه ظرف چند ثانيه مي توانيم زخمي عميق، در دل

كساني كه دوستشان داريم ايجاد كنيم،

 

and it takes many years to heal them

ولي سالها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التيام يابد.

 

To learn to forgive by practicing for giveness

با بخشيدن بخشش ياد بگيرند.

 

T o learn that there are persons who love them

dearly.

ياد بگيرند كساني هستند كه آنها را عميقا دوست دارند.

 

But simly do not know how to express or show

their feelings.

اما بلد نيستند احساسشان را ابراز كنند يا نشان دهند.

 

T o learn that two people can look at the same

thing,

ياد بگيرند كه مي شود دو نفر به يك موضوع واحد نگاه كنند،

 

and see it differently.

اما آن را متفاوت ببينند.

 

To learn that it is not always enough that they be

forgiven by others.

ياد بگيرند كه هميشه كافي نيست ديگران آنها را ببخشند.

 

The must forgive themselves.

بلكه خودشان هم بايد خود را ببخشند.

 

And to learn that I am here

و ياد بگيرند كه من اينجا هستم

 

ALWAYS

هميشه


نوشته شده توسط ستاره | ۳۰ خرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۴۴:۵۹ | آرشيو نظرات (0) | ادامه مطلب

     
 

عمّامه سيــاهت ، سيمـــاي همچــو ماهت

 وآن غمزه نگاهت،گرديده قاتل من

 

صــوت خوش اذانت ، شيــريني زبـــانت

لعل لب و دهانت،جان برده از گِل من

 

آن جــادوي كلامت ،كرده مـرا غــلامت

بادا فداي نامت،اين جان غافل من

 

سر داده‌ام به كويت ،مستم من از سبـويت

آشفته‌ام ز رويت ،اي شاه عادل من

 

از دست چرخ گردون،دلْ‌خسته‌ام چو مجنون

كابوس جام زهري،باشد سلاسل من

 

اي سيّد خراسان ،از روي لطف و احسـان

خطي بكش ز بطلان بر فكر باطل من

 

هر كس اسير مويي ، دربند مـــاه رويي

مژگان هر دو چشمت،تيري است بر دل من

 

اي آيت زمانه ، يك روز بي بهـــــانه

آيا شود ز احســـــان ، آيي به منزل من؟

 

در اين سراي فاني، هركس به يك زباني

عشقي گزيده ليكن ، عشق تو حاصـل من

 

اي سيّـــد حسيني ، اي نائـب خميني

تمثــــال بي‌مثـالت ، چون شمع محفــل من

 

يك لحظه با تو بودن،زنگار دل زدودن

يك لحظه بي تو بودن ، زهر هلاهــل من

 

تو عدل مرتضايي، از نسل مصطفايي

آغــوش مهـــربانت ، همواره ساحل من

 

من پيرو ولايم ، آواره و گـــــدايم

تنها ثمـر همين است ، زين عمر عاطل من

 

در ظلمت و سياهي ، اي آيت الهـي

يك شب خودي نشان ده، اي ماه كامل من

 

چشمان پر زآبت،جان را كند كبابت

اي گوشه دو چشمت ،مانند ساحل من

 

سيّد امين خوبم ، وصفت چگونه گويم؟

اوصاف بي‌حد تو، وين ذهن جاهل من
 
%2316.jpg


نوشته شده توسط ستاره | ۶ خرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۰۶:۳۰ | آرشيو نظرات (1) | ادامه مطلب


نوشته شده توسط ستاره | ۲ خرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۲:۳۴:۴۰ | آرشيو نظرات (1) | ادامه مطلب

[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ]

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان

<

ابتدا نيت كنيد

سپس براي شادي روح حضرت حافظ يك صلوات بفرستيد

.::.حالا كليد فال را فشار دهيد.::.

براي گرفتن فال خود اينجا را كليك كنيد
دریافت کد فال حافظ برای وبلاگ